نوشتار ایرانی

نوشتار ایرانی

فرهنگ و تاریخ اجتماعی ایرانیان
نوشتار ایرانی

نوشتار ایرانی

فرهنگ و تاریخ اجتماعی ایرانیان

مادام دیولافوا از فرانسه، غارتگر آپادانای شوش


در پی کشف آپادانای شوش (۱۸۸۰)، باستان‌شناسان فرانسوی ستون‌ها و سرستون‌های کاخ را با ارّه بریده و به فرانسه منتقل کردند. به گونه‌ای که اینک تنها چند زیرستون در این منطقه باقی مانده و اکثر اشیاء کشف‌شده، به لوور برده شده است.
مادام ژان دیولافوا همسر مارسل اوگوست دیولافوا (۱۸۴۳ـ ۱۹۲۰) بود و از سوی دولت فرانسه سه بار به ایران سفر کرد.
ادامه مطلب ...

نشان شیر و خورشید


موضوع پرچم، یک مبحث ملی است که تک‌تک آحاد جامعه اجازۀ اظهارنظر دربارۀ آن را در چارچوب قانون دارا می‌باشند. هرگونه دگرگونی در آن نیز می‌بایست با استفاده از سازوکارهای قانونی، مدنی و مسالمت‌آمیز صورت گیرد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
فصل دوم‌: زبان‌، خط‌، تاریخ و پرچم رسمی کشور
اصل ۱۸- پرچم رسمی ایران به رنگ‌های سبز و سفید و سرخ با علامت مخصوص جمهوری اسلامی و شعار «الله اکبر» است‌.
ادامه مطلب ...

خسرو، شاه شایسته


با درگذشت خسرو یکم و روی کار آمدن «هرمزد چهارم»، فاصلۀ میان فرمانروا و روحانیان بیش از پیش شد. هرمزد، ستیز با روحانیان را تا بدانجا پیش برد که از اجرای فرمان‌های آنان در کشور جلوگیری کرد و نزدیک به سیزده هزار تن از روحانیان و هوادارانشان را کشت، که همین کار باعث کینه‌ورزی آنان شد.

پرویز (خسرو دوم)، به امپراتوری روم خاوری اعلان جنگ داده و سپاه غرب با یاری احتمالی سپاه جنوب ایران، تا پشت دروازه‌های تختگاه رومیان «کنستانتینپل (قسطنطنیه)» پیش رفته است. مصر دگربار بخشی از ایران شده و تمامی آسیای کوچک به ایران بازگشت.

ادامه مطلب ...

خلیج فارس در اسناد


رودریک اون کارگزار انگلستان در حوزۀ خلیج فارس، نخستین کسی است که در کتاب خود با نام «حباب طلایی» به سال ۱۹۵۷ میلادی دریای جنوبی ایران را خلیج عربی خوانده است.
پس از وی، هم‌میهن دیگرش سرچارلز دارلیمپل بلگریو نماینده ویژه بریتانیا در بحرین و مشاور شیخ این جزیره، در سال ۱۹۶۶ میلادی در کتابش با نام «دزدان دریایی» در فرازهایی مانند خلیج‌فارس که تازیان اینک آن را خلیج عربی می‌گویند، واژۀ عربی را بر سر‌ زبان‌ها انداخته و زمینه‌ساز بکار‌گیری آن در رسانه‌های جهان عرب شد.

ادامه مطلب ...

ایران را از یاد نبریم


دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
سالی دیگر بر ایران سپری شد. در عمر کشوری که چند هزار نوروز را جشن گرفته است، گذشت یک سال بس ناچیز می‌نماید.
بر همین دامنۀ البرز، در همین خاک ری، سال نو در چه روزهای غم‌آلود یا شادی‌آوری آغاز گردیده، چه بیم و امیدها برانگیخته! بهارهایی با کامروایی و سربلندی و سبزبختی فراز آمده و بهارهایی با ماتم و خاموشی و شرمساری؛ لیکن همۀ این روزهای شاد و ناشاد بر ایران کهنسال گذشته است، و ایران به رغم همۀ حادثات، به رغم همۀ افتادن‌ها و برخاستن‌هایش، هنوز زنده است.

ادامه مطلب ...