
از نمادهای کهن در قلمرو میانی، گوی بالدار است. در اینجا به فرزانش (فلسفه) آن نپرداخته* و روند بهکارگیری و تکامل آن را کوتاه بررسی مینماییم.

از اوایل سدۀ نوزدهم و آشنایی غرب با شاهنامه، در میان فرهیختگان آلمانی دلبستگی ویژهای با حماسۀ ملی ایرانیان پدید آمد. کمتر اثری از شرق میتوان یافت که تا این مرتبه در قلمرو زبان آلمانی مورد ستایش و پژوهش قرار گرفته باشد.
از اوایل سدۀ نوزدهم که چشم برخی از غربیان روشنبین و آزاده به روی گنجینههای معنوی شرق باز شد، شاهنامه اثری بود که با ساختمان سترگ و استوار و درونمایۀ پرشکوه و حماسیاش نگاه ادیبان و ادبدوستان را خیره کرد. نویسندگان و شاعران آلمانی به دلایل گوناگون انس و الفتی ویژه با این اثر احساس کردند.
ادامه مطلب ...

دکتر آزاده احسانی
چند سالی است اصطلاحاتی مانند «جهانی شدن» و «دهکدۀ جهانی» را بسیار میشنویم. در این میان، شمار اندکی از هممیهنانِ ما نیز در تلاش و تکاپویند تا به موج «جهانیسازی» بپیوندند و به هموندیِ «دهکدۀ جهانی» در آیند.
این در حالی است که بسیاری در جهان، با نگاهی نو و منتقدانه به این مساله مینگرند و در تلاشند تا با آگاهیرسانی به دیگران، روی دیگر سکۀ «دهکده جهانی» را آشکار نمایند.