X
تبلیغات
رایتل

داعش و کمیتۀ حقیقت‌یاب بین‌المللی

شنبه 26 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 02:30 ب.ظ


احسان هوشمند

اکتبر 15, 2014


چند دهۀ گذشته، ظهور گروه‌های سلفی و تکفیری، مبدل به بخشی از واقعیات سیاسی خاورمیانه شده است.

شاید هیچ فرصتی به اندازۀ اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی سابق، این فرصت را برای تفکر سلفی مهیا نکرد تا از نظر سیاسی و نظامی به تشکیل و سپس گسترش فعالیت‌های تشکیلاتی بپردازد.


اشغال افغانستان و جنگ سرد میان آمریکا و شوروی موجب شد تا سازمان‌های امنیتی آمریکا یکی از روش‌های مقابله با شوروی را در افغانستان، از طریق گروه‌های سلفی پی گیرند و این رویکرد موجب شد تا جهاد‌گران عرب از اقصی‌نقاط خاورمیانه عازم افغانستان شوند و زیر پرچم اسامه بن لادن گرد هم آیند. به این ‌ترتیب، هم زمینه‌های سر برآوردن طالبان مهیا شد و هم بن‌لادن موفق شد تا رهبری تشکیلاتی که بعد‌ها «القاعده» نامیده شد را به دست آورد.


القاعده در ابتدای فعالیت، این امکان را یافت که از کمک‌های آمریکا و سایر کشورهای غربی برای مقابله با دولت اشغالگر شوروی استفاده کند. سپس جنگ بالکان و تحولات یوگسلاوی سابق و به ویژه بوسنی و‌هرزگوین فرصت تازه‌ای برای این گروه مهیا کرد و جنگجویان القاعده با حضور در بالکان بر تجارب خود افزودند. در سال‌ها و دهه‌های بعد، افزون بر افغانستان و پاکستان، سایر کشورهای اسلامی از اندونزی در شرق آسیا تا سومالی در شرق آفریقا و نیجریه مبدل به صحنۀ تاخت و تاز عناصر القاعده شدند و در نهایت، رویداد 11سپتامبر و حملۀ انتحاری به برج‌های دوقلوی آمریکا توسط القاعده بود که دنیا را متوجه تهدید القاعده کرد.


حملۀ تلافی‌جویانه آمریکا به افغانستان و سقوط طالبان در افغانستان، و پس از آن حملۀ آمریکا به عراق و سقوط دولت صدام حسین نه تنها موجب نشد تا از میزان فعالیت‌های این گروه کاسته شود، بلکه شرایط تازۀ عراق و خلاء قدرتی که پس از صدام حسین ایجاد شده بود، موجب شد تا فعالیت‌های القاعده به عراق هم کشیده شود. رقابت‌های منطقه‌ای و تلاش برخی کشورها برای اثر‌گذاری بر اوضاع عراق و گسیل پول و تجهیزات این کشورها به سوی عراق هم مزید بر علت شد تا القاعده در عراق فعالیت خود را تشدید کند.


تحولات تازۀ خاورمیانه و وزش نسیم آزادیخواهی در کشورهایی چون مصر، لیبی، تونس، یمن و… موجب شد تا در سال‌های گذشته، خاورمیانه دوباره و بیش از گذشته مورد توجه افکار عمومی بین‌المللی قرار گیرد. اما بهار عربی دیری نپایید و نهادهای نوپای دموکراسی‌خواه در این کشورها نتوانستند دستاوردهای قابل‌توجهی در جهت تعمیق ارزش‌های دموکراسی‌خواهانه کسب کنند. در نتیجه، تحولات ناشی از آنچه بهار عربی خوانده شد، بخش گسترده‌ای از خاورمیانه به جولانگاهی برای فعالیت‌های القاعده مبدل شد و گروه‌های دموکراسی‌خواه به‌سرعت به حاشیه رانده شدند و نداهای گروه‌های سلفی جانشین آنان شد.


البته در این میان، وضعیت عراق و سوریه شرایط متفاوتی داشت. حوادث عراق و سوریه موجب شد زمینل فعالیت القاعده و سپس بعثی‌های سابق عراقی را در این کشور فراخ شود. به تدریج شاخه‌های القاعده در سوریه فعال و با نام‌هایی چون النصره و بعد‌ها داعش و… در این کشور فعال شدند. داعش و النصره به سرعت به رقیبانی سرسخت مبدل و نزاع خونینی میانشان در گرفت. در این منازعه، داعش ضمن آنکه دست بالاتری یافت بلکه توانست به تدریج دامنل فعالیت‌های خود را به داخل عراق گسترش دهد و از اواخر بهار گذشته موفق شد به سرعت بر بخش قابل‌توجهی از عراق تسلط یابد و به این ترتیب داعش اینک بر بخش‌های گسترده‌ای از عراق و سوریه سیطره یافته است.


حملات سریع و گستردۀ داعش در عراق که به اشغال موصل و بخش‌های زیادی از مناطق غربی و مرکزی عراق از جمله انبار، نینوا، صلاح‌الدین، دیالی و بابل منجر شد، موجب شد به تدریج نگرانی‌های زیادی در سطح بین‌المللی دربارۀ این جریان شکل گیرد. حملۀ داعش به اقلیم کردستان عراق و اشغال مناطقی از آن هم بر ابعاد این نگرانی‌ها افزود. رفتار خشن و غیرانسانی داعش با ایزدیان و مسیحیان عراق، ابعاد گستردۀ رسانه‌ای یافت و به این ترتیب آمریکا و فرانسه و برخی کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس با اعلام تشکیل ائتلافی بین‌المللی اعلام کردند به مقابلۀ هوایی با داعش می‌پردازند.


دولت ترکیه نیز که تا پیش از این همچون برخی دیگر از اعضای ائتلاف در مظان ‌اتهام همکاری با داعش بود، با تاخیر اعلام کرد با شروطی حاضر است تا به مقابله با داعش بپردازد. هرچند در این روزها که بخشی از کردهای سوریه یعنی مردم کوبانی (عین‌العرب)، آن هم در کنار مرزهای کشور ترکیه مورد تهاجم شدید داعش قرار گرفته‌اند، دولت ترکیه تنها به نظاره‌گری بسنده کرده است.

شکل‌گیری و تشدید فعالیت‌های داعش، زنگ خطر گسترش فعالیت‌های تروریستی را برای مردم منطقه و حتی کشورهای اروپایی و آمریکایی به صدا درآورده است. قدرت نظامی و نفرات قابل‌توجه، توان مالی و تدارکاتی و خشونت و بی‌رحمی این گروه موجب شده تا لزوم مقابلۀ با این جریان، بُعدی بین‌المللی یابد.


اینک که داعش در کانون توجه بین‌المللی قرار گرفته، ضروری است تا نهادهای بین‌المللی حقوق بشری و نیز سازمان ملل متحد و شخص دبیرکل سازمان ملل متحد با تشکیل کمیتۀ حقیقت‌یاب بین‌المللی به این پرسش پاسخ دهند که در ظهور و گسترش فعالیت‌های داعش، چه افراد، سازمان‌ها و نهادها و کشورهایی دخیل هستند؟ نقش کشورهای منطقه در تشکیل و تسلیح داعش چه بوده است؟ ابعاد کمک‌ها و همراهی هر یک از سازمان‌ها یا کشورهای حامی داعش چه شکلی داشته است؟


چرا که اگر مقابله با داعش بدون توجه به چنین رویکردی صورت گیرد، با توجه به شرایط منطقه، زمینۀ سر برآوردن داعش یا گروهی مشابه در منطقه، چندان دور از ذهن نخواهد بود.

پیشنهاد می‌شود دولت ایران و وزارت خارجه نیز در سازمان ملل با تهیۀ پیش‌نویس قطعنامه‌ای در مجمع عمومی، پیشگام چنین درخواستی شود.


روزنامه شرق، شماره ۲۱۳۸، صفحه ۱، چهارشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۹۳


http://www.ehsanhoushmand.info/fa/daesh_international_inquiry/

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo